ترجمه "raggedy" به فارسی

ژنده, مندرس, (جامه) رنگ و رورفته بهترین ترجمه های "raggedy" به فارسی هستند.

raggedy adjective دستور زبان

(of clothing) Torn, ragged or tattered. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژنده

    adjective

    And I would hate myself if I gave up a great pair of jeans for some sucky, raggedy cut-offs.

    به همين خاطر اگر يه شلوار جين پاچه بلند رو بجاي يه شلوارکه کوتاه و ژنده ميدادم از خودم متنفر ميشدم

  • مندرس

    she with her scrawny neck and hungry cat eyes and raggedy dress!

    با آن گردن لاغر و چشمانی چون گربه گرسنه و لباس مندرس!

  • (جامه) رنگ و رورفته

  • ترجمه های کمتر

    • (کاشانی) وشگوا
    • نخ نما
    • پاره پوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raggedy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "raggedy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه