ترجمه "ragged" به فارسی
ژنده, (مانند اره) دندانه دار, بریده بریده بهترین ترجمه های "ragged" به فارسی هستند.
ragged
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of rag. [..]
-
ژنده
adjectiverent or worn into tatters, or till the texture is broken
I've found my food bag among some rags on the floor.
خورجین غذایم را وسط این ژنده پارههای کف اتاق پیدا کردم.
-
(مانند اره) دندانه دار
-
بریده بریده
Bill E doesn't answer immediately his breath is ragged and he's trembling.
بیل ای بلافاصله جواب نمیدهد نفسهایش بریده بریده شده است و تنش میلرزد.
-
ترجمه های کمتر
- خشن
- زبر
- زمخت
- سردستی
- شانه نکرده
- غیر یکدست
- مندرس
- ناصاف (jagged هم می گویند)
- ناقص
- ناموزون
- ناهموار
- پاره
- پاره پوره
- ژنده پوش
- ژولیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ragged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ragged
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ragged" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ragged در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ragged" با ترجمه به فارسی
-
فرش بافته شده از تکه پارچه های کهنه
-
(پرتگاه و غیره) لبه · آستانه
-
(آمریکا - خودمانی) لباس پلو خوری · پوشاک عالی
-
(امریکا - خودمانی) سربند · دستمال سر · روسری
-
(انگلیس) شوخی (عملی) کردن با · (انگلیس) شوخی عملی (غیر لفظی) · (جمع - شوخی آمیز) جامه · (جمع) لباس مندرس · (خودمانی - تحقیر آمیز) روزنامه · (خودمانی) · (دانشجویان دانشگاه) نمایش (یا فعالیت و غیره) که درآمد آن صرف مصارف خیریه می شود · (در موسیقی رگ تایم) نوازندگی کردن · (عامیانه) وابسته به ساختن و فروش جامه (به ویژه لباس زنانه) · (مرکبات) آسه ی سفید (در وسط پرتقال و غیره) · (معماری) سنگ لوح بام (که فقط یک طرف آن را صاف کرده اند) · (موسیقی) · (کاشانی) وشگوا · آهنگ رگ تایم (رجوع شود به ragtime) · به بازی گرفتن · تازیانه زدن · تلخیص شده · تکه پارچه · تکه ی پارچه (برای پاک کردن و غیره) · جریده · خطابه گفتن · دست انداختن · دور انداختنی · ذره · رشته رشته · رنجه داشتن · رگو · زجر دادن · زخم زبان زدن · ساخته شده از لته · سرزنش کردن · شماتت کردن · شکست دادن · عذاب دادن · عصبانی کردن · عیب جویی کردن · لباس · لباس پاره پاره · لتره · لته · متوقف کردن · مزاحم شدن · منتر کردن · موسیقی ضربی · میان آسه · ناامید کردن · هم زدن · پاره · پرچانگی کردن · چکیده · چیز بی ارزش · ژند · ژنده · ژندهپوش · کجینه · کهنه · گله کردن از
-
ویروس کوتولگی برگکنگرهای برنج
-
(گیاه شناسی) روبین (Lychnis flos- cuculi)
-
عروسک پارچهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن