ترجمه "Rages" به فارسی

ری ترجمه "Rages" به فارسی است.

Rages

A historic city in the province of Tehran, Iran.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ری

    proper adposition

    A historic city in the province of Tehran, Iran.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rages " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rages noun

Plural form of rage. [..]

+ اضافه کردن

"rages" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای rages در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Rages" با ترجمه به فارسی

  • قشقرق
  • (از شدت غضب) از خود بیخود شدن · (توفان و باد وغیره) شدت · (شدید) خشم · (مهجور) دیوانگی · آشوب کردن · آلفتن · از خود بیخودی · از کوره در رفتن · اضطراب عمومی · التهاب · اوج · بیداد کردن · تلاطم · توفیدن · جذبه · جنون · حدت · خروش · خشم · خشم زیاد · خشمناک شدن · ديوانگى · سخت بر آشفتن · سخت خشمگین شدن · شدت داشتن · شهوت · شور · شورش · شیفتگی · عشق مفرط · غریویدن · غضب · غضب کردن · غوغا کردن · قهر · متلاطم بودن · مد · میل شدید · هوس · ویرانگری · پرخاش شدید کردن · کولاک کردن · گرایش دیوانه وار
  • خشمناک · سخت · شدید · طاغی، عاصی · طغیان کننده · غرنده · ژیان
  • گاو خشمگین
  • خشم جادهای
  • (از شدت غضب) از خود بیخود شدن · (توفان و باد وغیره) شدت · (شدید) خشم · (مهجور) دیوانگی · آشوب کردن · آلفتن · از خود بیخودی · از کوره در رفتن · اضطراب عمومی · التهاب · اوج · بیداد کردن · تلاطم · توفیدن · جذبه · جنون · حدت · خروش · خشم · خشم زیاد · خشمناک شدن · ديوانگى · سخت بر آشفتن · سخت خشمگین شدن · شدت داشتن · شهوت · شور · شورش · شیفتگی · عشق مفرط · غریویدن · غضب · غضب کردن · غوغا کردن · قهر · متلاطم بودن · مد · میل شدید · هوس · ویرانگری · پرخاش شدید کردن · کولاک کردن · گرایش دیوانه وار
  • خشمناک · سخت · شدید · طاغی، عاصی · طغیان کننده · غرنده · ژیان
اضافه کردن

ترجمه های "Rages" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه