ترجمه "rage" به فارسی

خشم, غضب, ديوانگى بهترین ترجمه های "rage" به فارسی هستند.

rage verb noun دستور زبان

(intransitive) To act or speak in heightened anger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشم

    noun

    a violent anger

    He raged that Finkelstein was like thatlump of ice.

    در دل با خشم گفت که فینکلشتاین هم مثل همان تکه یخ است.

  • غضب

    noun

    Arnauts was the Tsarevich's favorite expression when he was in a rage and called for the company commander.

    ارنائوت دشنام محبوب والاحضرت در حال خشم و غضب بود و فرمانده گروهان را احضار کرد.

  • ديوانگى

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شدت داشتن
    • جنون
    • مد
    • خروش
    • اوج
    • شورش
    • تلاطم
    • حدت
    • قهر
    • شور
    • هوس
    • شهوت
    • آلفتن
    • توفیدن
    • غریویدن
    • ویرانگری
    • شیفتگی
    • جذبه
    • التهاب
    • (از شدت غضب) از خود بیخود شدن
    • (توفان و باد وغیره) شدت
    • (شدید) خشم
    • (مهجور) دیوانگی
    • آشوب کردن
    • از خود بیخودی
    • از کوره در رفتن
    • اضطراب عمومی
    • بیداد کردن
    • خشم زیاد
    • خشمناک شدن
    • سخت بر آشفتن
    • سخت خشمگین شدن
    • عشق مفرط
    • غضب کردن
    • غوغا کردن
    • متلاطم بودن
    • میل شدید
    • پرخاش شدید کردن
    • کولاک کردن
    • گرایش دیوانه وار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rage

Rage (novel)

+ اضافه کردن

"Rage" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rage در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rage" با ترجمه به فارسی

  • قشقرق
  • ری
  • خشمناک · سخت · شدید · طاغی، عاصی · طغیان کننده · غرنده · ژیان
  • گاو خشمگین
  • خشم جادهای
  • خشمناک · سخت · شدید · طاغی، عاصی · طغیان کننده · غرنده · ژیان
اضافه کردن

ترجمه های "rage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه