ترجمه "rai" به فارسی
راي, براسیکا جونسئا, خردل هندي بهترین ترجمه های "rai" به فارسی هستند.
rai
noun
دستور زبان
Alternative spelling of raï. [..]
-
راي
He went inside Balwant Rai's house and shot him.
رفت خونه بالوانت راي و بهش شليک کرد
-
براسیکا جونسئا
-
خردل هندي
-
راي (گياه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rai
noun
دستور زبان
ISO 639-6 entity [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rai" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rai در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rai" با ترجمه به فارسی
-
ماهی پرتو ایکس
-
اشعه تابشی · نور
-
اشعه ی اکتینیک (مثل اشعه ی ایکس و نور فرابنفش)
-
لامپ پرتو کاتدی · لوله شعاع كاتدي
-
پرتوهای پادنیمتابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن