ترجمه "raid" به فارسی
یورش, شبیخون, حمله بهترین ترجمه های "raid" به فارسی هستند.
A hostile or predatory incursion; an inroad or incursion of mounted men; a sudden and rapid invasion by a cavalry force; a foray. [..]
-
یورش
nounAll the magic of his past raids and successes was also lost.
تمام جادوهای یورش ها و موفقیت های گذشته ش هم باخت
-
شبیخون
military tactic or operational warfare mission which has a specific purpose
after our last raid on the tail section survivors, they ran off
بعد از آخرین شبیخون به بازماندگان قسمت عقب هواپیما، اونها فرار کردن،
-
حمله
nounListen. Let me know if you want to get out of this raid tonight.
گوش کن ، اگر امشب ميخواي از اين حمله بياي بيرون خبرم کن.
-
ترجمه های کمتر
- غارت
- دستبرد
- غافلگیری
- (بازار سهام) تبانی برای پایین آوردن قیمت ها
- (ناگهانی) حمله
- (پلیس و غیره) ریختن (به محل خاص)
- تاخت بردن
- تاخت و تاز
- تاختن (بر جایی)
- تک ناگهانی
- دستبرد زدن
- شبیخون زدن
- غافلگیر کردن
- ناگه تک
- ناگه تک کردن
- کارمند دزدی
- کارمند دزدی کردن
- کوشش برای جلب کارمندان زبده ی شرکت های دیگر
- یورش بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Raid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
A redundant array of inexpensive disks, or, less frequently restated as a redundant array of independent disks.
"RAID" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RAID در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.