ترجمه "raisin" به فارسی

کشمش, مویز بهترین ترجمه های "raisin" به فارسی هستند.

raisin verb noun دستور زبان

A dried grape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    dried grape [..]

    Well, you call it love, but it has a lot of raisins in it.

    خب ، تو بهش ميگي عشق ، اما توش کشمش زياد داره.

  • مویز

    dried grape

    He was satisfied with two arrobas of raisins and two bushels of wheat

    عرب به حقالزحمهای معادل پنجاه لیور مویز و چهار تغار گندم قناعت کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raisin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Raisin
+ اضافه کردن

"Raisin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raisin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "raisin"

عباراتی شبیه به "raisin" با ترجمه به فارسی

  • مویز · کشمش · کشمشها
اضافه کردن

ترجمه های "raisin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه