ترجمه "rambling" به فارسی
استدلالی, برهانی, بی ربط بهترین ترجمه های "rambling" به فارسی هستند.
rambling
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of ramble. [..]
-
استدلالی
adjective -
برهانی
adjective -
بی ربط
-
ترجمه های کمتر
- سیار
- متواری
- نامربوط
- هرزه رو
- پرت
- پریشان
- گردش کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rambling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rambling
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rambling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rambling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rambling" با ترجمه به فارسی
-
(بی هدف ) راه رفتن · (بی هدف) حرف زدن یا نگاشتن · (گیاه) از هر سو رشد کردن · از این در وآن در حرف زدن · از این شاخ به آن شاخ پریدن · اظهار کردن · اواره شدن · بی هدفی · حرف های نامربوط زدن · خم · خیابان گز کردن · سر گرداني · متعجب شدن · وراجی کردن · ول گشتن · ولگردی · ولگردی کردن · پخش شدن · پخشیدن · پرت گفتن · پرت گویی · پرسه · پرسه زدن · چرت و پرت · گردش · گردش کردن · گشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن