ترجمه "rampant" به فارسی
فراوان, شایع, انبوه بهترین ترجمه های "rampant" به فارسی هستند.
rampant
adjective
دستور زبان
(originally) rearing on both hind legs with the forelegs extended [..]
-
فراوان
adjectiveJustice is in short supply, crime and oppression are rampant, and hopes for improvement go unrealized.
عدالت نایاب، و جرم و جنایت و ظلم فراوان.
-
شایع
And also, did I mention sexual cannibalism is rampant among insects?
و همچنین، آیا من به شما گفتم که همجنسخواری جنسی در بین حشرات شایع است؟
-
انبوه
adjective nounWherever he looked, vegetation was rampant.
هر جا که مینگریست رستنیها انبوه بود.
-
ترجمه های کمتر
- خیزیده
- فرازیده
- فراگستر
- منتشرشده
- وحشیگرانه
- گسترا
- زبانزد
- پراکنده
- (اسب و شیرو غیره) ایستاده روی دو پا
- (معماری - طاق ضربی و هلالی) دارای یک پایه ی بلندتر از دیگری
- (گیاه) پر شاخ و برگ
- بی حدو حصر
- خشونت آمیز
- لجام گسیخته
- لگام گسسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rampant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن