ترجمه "rand" به فارسی
مرز, حاشیه, (انگلیس) کناره بهترین ترجمه های "rand" به فارسی هستند.
(obsolete except in dialects) the border of an area of land, especially marsh-land [..]
-
مرز
noun -
حاشیه
noun -
(انگلیس) کناره
-
ترجمه های کمتر
- (یکان اصلی پول جمهوری افریقای جنوبی) راند
- تسمه آهنی
- رجوع شود به Witwatersrand
- مرز (به ویژه مرز شخم زده نشده ی کشتزار)
- چرم زیر پاشنه ی کفش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(South African) The Witwatersrand, a gold-mining geographic area also known as the Reef in the province of Gauteng, South Africa, of which the principal city is Johannesburg. [..]
"Rand" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rand در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Reasonable and nondiscriminatory; a standard used with respect to licensing. [..]
"RAND" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RAND در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.