ترجمه "rapacious" به فارسی
درنده خو, درنده, حریص بهترین ترجمه های "rapacious" به فارسی هستند.
rapacious
adjective
دستور زبان
Voracious; avaricious. [..]
-
درنده خو
adjectiveDevouring or craving food in great quantities.
-
درنده
Instead of the rapacious double headed eagle with outspread wings and unsheathed talons
بجای عقاب درنده روسی که بالهای گشاده و چنگهای بدر آمده داشت،
-
حریص
adjectiveI have a recollection of large, unbending women with great noses and rapacious eyes, who wore their clothes as though they were armour;
یکی از خاطرات من از زنان فربهی است که خم نمیشدند وبینیهای بزرگ و چشمان حریص داشتند و چنان لباس میپوشیدند کهگویی زره است،
-
ترجمه های کمتر
- شرزه
- شکارگر
- چپاولگر
- ژیان
- یغماگر
- سبع
- پرخور
- بسیار گرسنه
- بچاپ وبرو
- خیلی گرسنه
- درنده خوی
- گرگ صفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rapacious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rapacious" با ترجمه به فارسی
-
حرص · درندگی · ولع
-
از روی درنده خویی · باخوی غارت گری · حریصانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن