ترجمه "rapaciousness" به فارسی
درندگی, حرص, ولع بهترین ترجمه های "rapaciousness" به فارسی هستند.
rapaciousness
noun
دستور زبان
The state of being rapacious; extreme gluttony [..]
-
درندگی
noun -
حرص
nounshe bargained rapaciously, her peasant blood standing her in good stead.
با حرص و طمع چانه میزد و خون دهاتیش او را به طرف سودجویی میکشید.
-
ولع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rapaciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rapaciousness" با ترجمه به فارسی
-
بسیار گرسنه · بچاپ وبرو · حریص · خیلی گرسنه · درنده · درنده خو · درنده خوی · سبع · شرزه · شکارگر · پرخور · چپاولگر · ژیان · گرگ صفت · یغماگر
-
از روی درنده خویی · باخوی غارت گری · حریصانه
-
بسیار گرسنه · بچاپ وبرو · حریص · خیلی گرسنه · درنده · درنده خو · درنده خوی · سبع · شرزه · شکارگر · پرخور · چپاولگر · ژیان · گرگ صفت · یغماگر
-
بسیار گرسنه · بچاپ وبرو · حریص · خیلی گرسنه · درنده · درنده خو · درنده خوی · سبع · شرزه · شکارگر · پرخور · چپاولگر · ژیان · گرگ صفت · یغماگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن