ترجمه "rapid" به فارسی

سریع, تنداب, تند بهترین ترجمه های "rapid" به فارسی هستند.

rapid adjective noun adverb دستور زبان

Describes a process or concept which occurs quickly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سریع

    adjective

    It was such a rapid, methodical, and brutal action that it was like a military operation.

    این جنایت را چنان سریع و برنامهریزی شده انجام دادند که تنها از عهدهی برنامهریزان عملیات تروریستی برمیآمد.

  • تنداب

    section of river [..]

    The canyon is famous for its 14 miles (23 km) of white-water rapids that can be particularly hazardous.

    این تنگه بخاطر ١۴ مایل (٢٣-کیلومتر) تنداب هائی که می توانند خطرناک باشند مشهور است.

  • تند

    adjective

    The rushing of the River over the rocks of the rapids seemed to grow louder and closer.

    جریان رودخانه روی صخرههای تند آبها اکنون بلندتر و نزدیکتر مینمود.

  • ترجمه های کمتر

    • تندرو
    • تیز رو(دجله از تیگ ریس فارسی)
    • چابک
    • تیزگام
    • پرشیب
    • (معمولا جمع) رود یانهر تند
    • آب شیب
    • ترابری سریع السیر (با ترن یا ماشین)
    • تند آب
    • تیز تاز
    • سریع العمل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rapid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rapid
+ اضافه کردن

"Rapid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rapid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rapid"

عباراتی شبیه به "rapid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rapid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه