ترجمه "rapidness" به فارسی
تندی, سرعت بهترین ترجمه های "rapidness" به فارسی هستند.
rapidness
noun
دستور زبان
The characteristic of being rapid. [..]
-
تندی
nounWhat do you want? ' she said in a rapid, deep, unnatural voice.
به تندی پرسید: چه میخواهی؟ صدایش جیغ آسا و غیر طبیعی بود.
-
سرعت
nounPhilip was growing used to his rapid leaping from one subject to another.
فیلیپ به سرعت از یک موضوع به موضوع دیگر پریدن آن مرد خو گرفته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rapidness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rapidness" با ترجمه به فارسی
-
مترو
-
زوم · وزوز
-
تغییرات سریع
-
تندی · زودی · سرعت · عجله
-
(سلاح آتشین) نواخت تند · آتشبار · بی مکث · بی وقفه · تند · تندتیر
-
(در شهرها - خطر اتوبوس یا ترن) ترابری سریع
-
مترو
-
شهر سیدار راپیدز (در خاور ایالت آیووا - امریکا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن