ترجمه "raptured" به فارسی
مجذوب, از خود بیخود, بوجد امده بهترین ترجمه های "raptured" به فارسی هستند.
raptured
verb
Simple past tense and past participle of rapture. [..]
-
مجذوب
-
از خود بیخود
She flung herself upon him, went into raptures.
خودش را روی سگ پرتاب کرد، از خود بیخود شده بود.
-
بوجد امده
-
ربوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raptured " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raptured" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به nitrogen narcosis
-
از روی وجدیا جذبه · با حالت بیخودی · با شعف زیاد
-
از خود بیخود شدن (از خوشی)
-
(در اثر عشق یا شادی یا ایمان) از خود بیخودی · (نادر) در خلسه فرو بردن · بیخودشدگی از خوشی · جذبه · حظ · خلسه · خلسه روحانی · ربودگی · شور و شعف · شوق و ذوق · شیدا کردن · شیدایی · مسحور کردن · مسحوری · هیجان · وجد
-
بوجد امده · حاکی از جذبه · وجدامیز · پرازشعف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن