ترجمه "rare" به فارسی
کمیاب, نایاب, شاذ بهترین ترجمه های "rare" به فارسی هستند.
rare
adjective
verb
دستور زبان
(US, intransitive) To rear, rise up, start backwards. [..]
-
کمیاب
adjectivevery uncommon
Some people keep rare animals as pets.
برخی افراد، حیوانات کمیاب را بعنوان حیوان خانگی نگه می دارند.
-
نایاب
adjectivevery uncommon
We are among those who respect everything which is in thenature of a rare plant.
ما از کسانی هستیم که آنچه را که به منزله یک گیاه نایاب باشد محترم میشمارند.
-
شاذ
adjectivevery uncommon
-
ترجمه های کمتر
- نادر
- کم پشت
- استثنایی
- عالی
- غریب
- رقیق
- تنگیاب
- ناچگال
- غیرمعمول
- (آمریکا- عامیانه) مشتاق بودن
- (به ویژه در مورد گوشت) نیم خام
- (محلی) رجوع شود به rear
- (مهجور) پراکنده
- بسیار خوب
- بی نظیر
- خواهان بودن
- دیر یاب
- غیر متداول
- نیم پز
- کم تراکم
- کم سان
- کم مانند
- کم چگالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rare
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rare" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rare در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rare" با ترجمه به فارسی
-
گازهای نجیب
-
عنصرهای خاکی کمیاب
-
نمایش خیابانی · نمایش شهر فرنگ
-
بیماری نادر
-
عناصر کمیاب خاک · لانتانيدها
-
(هریک از عنصرهای کمیاب شیمیایی که شماره ی اتمی آنها از 75 تا 17 است) فلزات خاک کمیاب
-
استثنایی · به طور زیبا یا عالی · به طور کم نظیر · به ندرت · کم · کم سان · گهگاه
-
مشتاق · پر از اشتیاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن