ترجمه "raring" به فارسی
مشتاق, پر از اشتیاق بهترین ترجمه های "raring" به فارسی هستند.
raring
adjective
دستور زبان
Eager. [..]
-
مشتاق
-
پر از اشتیاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raring" با ترجمه به فارسی
-
گازهای نجیب
-
(آمریکا- عامیانه) مشتاق بودن · (به ویژه در مورد گوشت) نیم خام · (محلی) رجوع شود به rear · (مهجور) پراکنده · استثنایی · بسیار خوب · بی نظیر · تنگیاب · خواهان بودن · دیر یاب · رقیق · شاذ · عالی · غریب · غیر متداول · غیرمعمول · نادر · ناچگال · نایاب · نیم پز · کم تراکم · کم سان · کم مانند · کم پشت · کم چگالی · کمیاب
-
عنصرهای خاکی کمیاب
-
نمایش خیابانی · نمایش شهر فرنگ
-
بیماری نادر
-
عناصر کمیاب خاک · لانتانيدها
-
(هریک از عنصرهای کمیاب شیمیایی که شماره ی اتمی آنها از 75 تا 17 است) فلزات خاک کمیاب
-
استثنایی · به طور زیبا یا عالی · به طور کم نظیر · به ندرت · کم · کم سان · گهگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن