ترجمه "rashly" به فارسی

دلبازی, شتابکاری, تند بهترین ترجمه های "rashly" به فارسی هستند.

rashly adverb دستور زبان

In a rash manner; with precipitation; hastily; presumptuously; at a venture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلبازی

  • شتابکاری

  • تند

    adjective adverb
  • ترجمه های کمتر

    • از روی بی ملاحظگی
    • بی پروائی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rashly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rashly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه