ترجمه "rashness" به فارسی
جلدی, تندی, بی ملاحظگی بهترین ترجمه های "rashness" به فارسی هستند.
rashness
noun
دستور زبان
The quality of state of being rash; inconsiderate or presumptuous haste; headstrong precipitation in decision or action; temerity; unwarranted boldness. [..]
-
جلدی
noun -
تندی
-
بی ملاحظگی
-
ترجمه های کمتر
- بی پروایی
- شتا بکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rashness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rashness" با ترجمه به فارسی
-
آلوپسي · اگزانتم · بیماریهای پوست · خارش · درماتوز · دیسکراتوز · رجوع شود به urticaria · سبوره · سلوليت · كراتوز · كهير · پمفيگوس · پمفيگوس فولياسئوس · پوستپزشكي · کهیر
-
(حرف یا عمل) شتابزده · (مهجور) نتیجه بخش · (ناگهانی) وفور · اگزما · بثور پوستی · بی اعتنا · بی ملاحظه · بی پروا · تند · تندکار · جوش (skin rash هم می گویند) · راش · زیادتی · سیل · عجول · عجولانه · موج · نسنجیده · هجمه · کهیر
-
رجوع شود به miliaria
-
(حرف یا عمل) شتابزده · (مهجور) نتیجه بخش · (ناگهانی) وفور · اگزما · بثور پوستی · بی اعتنا · بی ملاحظه · بی پروا · تند · تندکار · جوش (skin rash هم می گویند) · راش · زیادتی · سیل · عجول · عجولانه · موج · نسنجیده · هجمه · کهیر
-
(حرف یا عمل) شتابزده · (مهجور) نتیجه بخش · (ناگهانی) وفور · اگزما · بثور پوستی · بی اعتنا · بی ملاحظه · بی پروا · تند · تندکار · جوش (skin rash هم می گویند) · راش · زیادتی · سیل · عجول · عجولانه · موج · نسنجیده · هجمه · کهیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن