ترجمه "real" به فارسی
واقعی, راستین, واقعا بهترین ترجمه های "real" به فارسی هستند.
real
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Genuine, not artificial. [..]
-
واقعی
adjectivethat has physical existence
I would have been in real trouble but for your help.
بدون کمک تو حتما تو دردسر واقعی می افتادم.
-
راستین
adjectivestill so far was he from any real intimacy with any of these
رابطه کلاید با آنان به قدری از صمیمت راستین عاری بود
-
واقعا
I need to give you a real quick speech science lesson. Okay?
لازم است یک درس واقعا سریع از علم گفتار به شما بدهم.
-
ترجمه های کمتر
- حقیقی
- اصل
- واقعیت
- خیلی
- بسیار
- موجود
- اصیل
- هستمند
- باشا
- (ریاضی) حقیقی 5 - (با: the) واقع
- (عامیانه) راستی
- (ملک) غیر منقول
- (واحد پولی سابق اسپانیا و پرتغال) رآل
- رو راست
- غیر منقول
- مفرد واژه ی : reis
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " real " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Real
proper
Real Madrid, a football club from Madrid. [..]
-
موجود
adjective -
واقعی
تصاویر با "real"
عباراتی شبیه به "real" با ترجمه به فارسی
-
راستین · غیر تخیلی · فرهودی · هستمند · واقعی
-
(کامپیوتر) بلادرنگ · بی درنگ · بی وقفه
-
آنالیز حقیقی
-
Real-time polymerase chain reaction
-
سرمايه واقعى
-
بینهایت مطلق
-
ویلا رئال دسانتو آنتونیو
-
تخصص پرسنل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن