ترجمه "realizable" به فارسی

بدست امدنی, صورت پذیر, عملی شدنی بهترین ترجمه های "realizable" به فارسی هستند.

realizable adjective دستور زبان

Capable of being realized or achieved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدست امدنی

  • صورت پذیر

  • عملی شدنی

  • ترجمه های کمتر

    • فروش رفتنی
    • مجسم کردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " realizable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "realizable" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق یا امتیازات و غیره را) تبدیل به پول نقد کردن · به دست آوردن · به ذهن خطور کردن · تحقق بخشیدن · جامه ی عمل پوشاندن · دخل کردن · درآمد داشتن · درک کردن · دریافتن · دیدن (و متوجه شدن) · رسیدن · عملی کردن · فهمیدن · متوجه شدن · نایل شدن · نقد کردن · واقعی کردن · واقعیت یافتن · پی بردن · کسب کردن
  • ادراک · اطلاع · تبدیل به نقدینه کردن · تحقق · تمتع · دانش · دست یابی · علم · فهم · نقدسازی · هست بینی · هستش · هستمندسازی · پی بری
  • روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
  • ادراک کننده
  • خودشکوفایی · پرورش کامل استعدادهای خود
  • مبلغ تحقق یافته
  • تحقق محصول
  • (حقوق یا امتیازات و غیره را) تبدیل به پول نقد کردن · به دست آوردن · به ذهن خطور کردن · تحقق بخشیدن · جامه ی عمل پوشاندن · دخل کردن · درآمد داشتن · درک کردن · دریافتن · دیدن (و متوجه شدن) · رسیدن · عملی کردن · فهمیدن · متوجه شدن · نایل شدن · نقد کردن · واقعی کردن · واقعیت یافتن · پی بردن · کسب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "realizable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه