ترجمه "realize" به فارسی
فهمیدن, دریافتن, به ذهن خطور کردن بهترین ترجمه های "realize" به فارسی هستند.
realize
verb
دستور زبان
(transitive) To make real; to convert from the imaginary or fictitious into the actual; to bring into concrete existence; to accomplish. [..]
-
فهمیدن
verbIm sorry its taken me thirty one years to realize that.
متأسفم که سیویک سال فهمیدن این موضوع طول کشید.
-
دریافتن
It was routine, as soon as he had realized what the samples contained.
این روش معمول بود که اوبمحض دریافتن اینکه نمونهها محتوی چیست، انجام داده بود.
-
به ذهن خطور کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دیدن (و متوجه شدن)
- رسیدن
- متوجه شدن
- (حقوق یا امتیازات و غیره را) تبدیل به پول نقد کردن
- به دست آوردن
- تحقق بخشیدن
- جامه ی عمل پوشاندن
- دخل کردن
- درآمد داشتن
- درک کردن
- عملی کردن
- نایل شدن
- نقد کردن
- واقعی کردن
- واقعیت یافتن
- پی بردن
- کسب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " realize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Realize
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Realize" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Realize در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "realize"
عباراتی شبیه به "realize" با ترجمه به فارسی
-
ادراک · اطلاع · تبدیل به نقدینه کردن · تحقق · تمتع · دانش · دست یابی · علم · فهم · نقدسازی · هست بینی · هستش · هستمندسازی · پی بری
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدست امدنی · صورت پذیر · عملی شدنی · فروش رفتنی · مجسم کردنی
-
ادراک کننده
-
خودشکوفایی · پرورش کامل استعدادهای خود
-
مبلغ تحقق یافته
-
تحقق محصول
-
ادراک · اطلاع · تبدیل به نقدینه کردن · تحقق · تمتع · دانش · دست یابی · علم · فهم · نقدسازی · هست بینی · هستش · هستمندسازی · پی بری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن