ترجمه "rear" به فارسی
پشت, عقب, عقبدار بهترین ترجمه های "rear" به فارسی هستند.
rear
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
Being behind, or in the hindmost part; hindmost; as, the rear rank of a company. [..]
-
پشت
nounJohnston was forced to abandon the heights he had held so well, in order to protect his rear.
جانستون مجبور شد برای این که پشت سرش را حفظ کند، مواضع کوهستانی خود را ترک گوید.
-
عقب
nounWhen his employer had climbed into the rear, the chauffeur slid open the communicating panel.
راننده وقتی که مخدومش در قسمت عقب سوار گردید، صفحه ارتباطی بین دو قسمت را گشود.
-
عقبدار
-
ترجمه های کمتر
- ماتحت
- واپس
- اساس
- بزرگ کردن بچه
- دنباله
- بالابردن
- افراشتن
- ساختن
- (ارتش) پشت جبهه
- (خودمانی) کون و کفل
- برپا کردن
- بقچه بندی
- بلند کردن
- در عقب
- در پشت
- روی دوپا بلند شدن (مانند اسب)
- عقبه (ی سپاه)
- قسمت نهایی
- پس -
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rear " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rear
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rear" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rear در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rear" با ترجمه به فارسی
-
خودروهای موتور جلو-محور عقب
-
پرورش انبوه
-
فنون پرورش · فنون پرورش (موجودات زنده)
-
پنجره پشتی
-
تربیت · تغذیه · غذا · پرورش
-
(نیروی دریایی) دریادار · دریابان · دریاسالار دوم · سرتیپ دریایی
-
تربیت
-
ماکیانپروری · پرورش ماکیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن