ترجمه "rebel" به فارسی

شورشی, یاغی, تمرد کردن بهترین ترجمه های "rebel" به فارسی هستند.

rebel verb noun دستور زبان

A person who resists an established authority, often violently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شورشی

    noun

    And of course, I went to see the rebels in the north.

    و البته من برای دیدن شورشی ها به شمال رفتم.

  • یاغی

    Scratch Justines surface and you find a rebel.

    اگر پوستهی ظاهری جاستین را پس بزنید، یاغی متمردی پیدا میکنید.

  • تمرد کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سرکش
    • عصیانگر
    • متمرد
    • نافرمان
    • مستقل
    • برمخیدن
    • شوریدن
    • (امریکا- معمولا R بزرگ) سرباز جنوبی (در جنگ های داخلی امریکا)
    • بد آمدن (از چیزی)
    • شورش کردن
    • طغیان کردن 5 - (با: against) سرکش شدن
    • طغیان گر
    • عصیان کردن
    • مشمئز شدن
    • نافرمانی کردن
    • کله شق
    • کله شقی کردن
    • گردن کلفتی کردن
    • یاغی شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rebel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rebel noun دستور زبان

a Confederate soldier [..]

+ اضافه کردن

"Rebel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rebel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

REBEL
+ اضافه کردن

"REBEL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای REBEL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "rebel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه