ترجمه "rebellious" به فارسی
سرکش, عصیانگر, نافرمان بهترین ترجمه های "rebellious" به فارسی هستند.
rebellious
adjective
دستور زبان
Showing rebellion. [..]
-
سرکش
adjectiveA poignant and rebellious doubt surged in his heart.
تردیدی زهرآگین و سرکش در دلش به غلیان افتاد
-
عصیانگر
When the rebellious angels returned to heaven, what judgment did they receive?
الف) وقتی که فرشتگان عصیانگر به آسمان برگشتند خدا در مورد آنان چه داوریای کرد؟
-
نافرمان
adjectiveYou see I come of rebellious blood on both sides
میبینید، از هر دو طرف نژاد نافرمان و سرکشی دارم.
-
ترجمه های کمتر
- یاغی
- شورشی
- ناراضی
- بدلگام
- برمخ
- تمردآمیز
- توسن
- دیرپای
- شورشگرانه
- متمرد
- سرپیچ
- (بیماری و غیره) سرسخت
- (جانور) چموش
- بی محبت
- عصیان آمیز
- کله شق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rebellious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rebellious
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rebellious" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rebellious در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rebellious" با ترجمه به فارسی
-
متمردانه · یاغیانه
-
تمرد · سر پیچی · مبارزه طلبی · یاغی گری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن