ترجمه "rebelliousness" به فارسی

تمرد, سر پیچی, مبارزه طلبی بهترین ترجمه های "rebelliousness" به فارسی هستند.

rebelliousness noun دستور زبان

The state of being rebellious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمرد

    the lady from the prince's palace was most rebellious against you

    بانوی قصر پرنس بیشتر از همه در مقابل شما تمرد میکرد

  • سر پیچی

    noun
  • مبارزه طلبی

    noun
  • یاغی گری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rebelliousness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rebelliousness" با ترجمه به فارسی

  • (بیماری و غیره) سرسخت · (جانور) چموش · بدلگام · برمخ · بی محبت · تمردآمیز · توسن · دیرپای · سرپیچ · سرکش · شورشگرانه · شورشی · عصیان آمیز · عصیانگر · متمرد · ناراضی · نافرمان · کله شق · یاغی
  • متمردانه · یاغیانه
  • (بیماری و غیره) سرسخت · (جانور) چموش · بدلگام · برمخ · بی محبت · تمردآمیز · توسن · دیرپای · سرپیچ · سرکش · شورشگرانه · شورشی · عصیان آمیز · عصیانگر · متمرد · ناراضی · نافرمان · کله شق · یاغی
  • (بیماری و غیره) سرسخت · (جانور) چموش · بدلگام · برمخ · بی محبت · تمردآمیز · توسن · دیرپای · سرپیچ · سرکش · شورشگرانه · شورشی · عصیان آمیز · عصیانگر · متمرد · ناراضی · نافرمان · کله شق · یاغی
اضافه کردن

ترجمه های "rebelliousness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه