ترجمه "rebound" به فارسی
برگشتن, عکس العمل, منعکس شدن بهترین ترجمه های "rebound" به فارسی هستند.
rebound
verb
noun
دستور زبان
The recoil of an object bouncing off another. [..]
-
برگشتن
Verb verbIt's just a strange choice for a rebound.
اين يه انتخاب عجيبه براي دوباره برگشتن
-
عکس العمل
noun -
منعکس شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- کمانه کردن
- ریباند
- پسگیر
- سبستن
- واتابیدن
- ورجستن
- ورجهش
- ورجهیدن
- بازگردانی
- ورجه
- اعاده
- برگرداندن
- دفع
- واکنش
- (در هوا گرفتن این توپ) ریباند
- (صدا) طنین افکن شدن
- (مثل گوی که به زمین بخورد) پس جهیدن
- احیا شدن
- اماده رفتن
- جان گرفتن
- جهش کردن
- ریباند کردن
- طنین انداختن
- عکس العمل سیاسی
- قوت گرفتن
- نوجان شدن
- واکنش 5 - (بسکتبال) خوردن توپ به حلقه یا تخته و پس جهیدن آن
- پس جهش
- پس زدن
- پسگیر کردن
- پژواک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rebound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rebound
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rebound" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rebound در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rebound" با ترجمه به فارسی
-
درد معکوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن