ترجمه "recapitulation" به فارسی
خلاصه, بندپایانی, مجمل بهترین ترجمه های "recapitulation" به فارسی هستند.
recapitulation
noun
دستور زبان
A subsequent brief recitement or enumeration of the major points in a narrative, article, or book. [..]
-
خلاصه
I can now recapitulate the considerations that should weigh on either side.
میتوانیم بر خصوصیات عمده دو نامزد مقام به طور خلاصه مروری بکنیم.
-
بندپایانی
-
مجمل
-
ترجمه های کمتر
- (موسیقی) بخش آخرسوناتا
- تغییر شکل
- خلاصه سازی
- کوتهوار palingenesis( -3 هم می گویند) تبارنمایی
- کوتهوار سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recapitulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recapitulation" با ترجمه به فارسی
-
تکراری · دوره ای
-
بازگو کردن (به اختصار) · به اختصار تکرار کردن · خلاصه کردن · کوتهوار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن