ترجمه "recess" به فارسی
تنفس, طاقچه, فرورفتگی بهترین ترجمه های "recess" به فارسی هستند.
recess
verb
noun
adjective
دستور زبان
(countable or uncountable) A break, pause or vacation. [..]
-
تنفس
nounThere will be a brief recess while the judges tabulate their votes.
بعد از یک تنفس کوتاه داورها رای خود را برای برنده صادر میکنند.
-
طاقچه
noun -
فرورفتگی
This recess wasnothing else than the space under the steps.
این فرورفتگی چیزی جز اتاقک زیر پلهها نبود.
-
ترجمه های کمتر
- گوشه
- تاقچه
- تورفتگی
- نهانگاه
- فترت
- پنهانگاه
- تایم
- خلوتگاه
- بریدگی
- مخفیگاه
- تعطیلی
- مهلت
- (امریکا - آموزش) زنگ تفریح
- (دیوار و غیره) کاوگاه
- (موقتا) تعطیل کردن یا شدن
- (کالبدشناسی - حفره یا فرورفتگی کوچک در اندام) کاوچه
- به تعويق انداختن
- تاقچه ساختن
- تنفس دادن یا اعلام کردن
- در نهانگاه گذاشتن
- در کاوگاه یا تاقچه قراردادن
- زنگ تفریح
- زنگ تنفس
- شکاف (cleft هم می گویند)
- فرویش دادن
- نهان کردن
- کاودیوار (رجوع شود به niche)
- کاوگاه ایجاد کردن
- گوشه و کنار
- گوشه ی تاریک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Recess
Recess (TV series)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Recess" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recess در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "recess" با ترجمه به فارسی
-
صفت مغلوب
-
ركود اقتصادي · کساد اقتصادی
-
(زادشناسی یا ژنتیک) نهفته (در برابر: چیره dominant) · ارتجاعی · بازگشتی · مغلوب · پسرفتی
-
(در مراسم دانشگاهی و پارلمانی و غیره) صف شرکت کنندگان در حال ترک تالار · آرمیدگی (از depression بحران اقتصادی خفیف تر است) · استرداد · بازگردانی · رکود اقتصادی · عقب نشینی · فرونشینی · پس روی · پسرفت · کسادی (به ویژه پس از دوران رونق) · یا(بازار) رکود
-
غرق شده · فرو رفته
-
ژنهای نهفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن