ترجمه "recession" به فارسی
رکود اقتصادی, بازگردانی, فرونشینی بهترین ترجمه های "recession" به فارسی هستند.
recession
noun
دستور زبان
The act or an instance of receding [..]
-
رکود اقتصادی
business cycle contraction; general slowdown in economic activity
this particular recession is going to be old news.
این رکود اقتصادی یک خبر قدیمی خواهد شد.
-
بازگردانی
-
فرونشینی
-
ترجمه های کمتر
- پسرفت
- استرداد
- (در مراسم دانشگاهی و پارلمانی و غیره) صف شرکت کنندگان در حال ترک تالار
- آرمیدگی (از depression بحران اقتصادی خفیف تر است)
- عقب نشینی
- پس روی
- کسادی (به ویژه پس از دوران رونق)
- یا(بازار) رکود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recession " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recession" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - آموزش) زنگ تفریح · (دیوار و غیره) کاوگاه · (موقتا) تعطیل کردن یا شدن · (کالبدشناسی - حفره یا فرورفتگی کوچک در اندام) کاوچه · بریدگی · به تعويق انداختن · تاقچه · تاقچه ساختن · تایم · تعطیلی · تنفس · تنفس دادن یا اعلام کردن · تورفتگی · خلوتگاه · در نهانگاه گذاشتن · در کاوگاه یا تاقچه قراردادن · زنگ تفریح · زنگ تنفس · شکاف (cleft هم می گویند) · طاقچه · فترت · فرورفتگی · فرویش دادن · مخفیگاه · مهلت · نهان کردن · نهانگاه · پنهانگاه · کاودیوار (رجوع شود به niche) · کاوگاه ایجاد کردن · گوشه · گوشه و کنار · گوشه ی تاریک
-
صفت مغلوب
-
ركود اقتصادي · کساد اقتصادی
-
(زادشناسی یا ژنتیک) نهفته (در برابر: چیره dominant) · ارتجاعی · بازگشتی · مغلوب · پسرفتی
-
غرق شده · فرو رفته
-
ژنهای نهفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن