ترجمه "recipe" به فارسی

دستورالعمل, رهنما, رهنمود بهترین ترجمه های "recipe" به فارسی هستند.

recipe noun دستور زبان

(medicine, archaic) A formula for preparing or using a medicine; a prescription; also, a medicine prepared from such instructions. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستورالعمل

    noun

    Well, anyhow we're looking for chefs who can create Thanksgiving recipes.

    دنبال يه سري آشپز مي گرديم كه بتونه واسه شكر گذاري دستورالعمل درست كنه.

  • رهنما

  • رهنمود

  • ترجمه های کمتر

    • (پزشکی) نسخه (نشان آن : prescription( ) R هم می گویند)
    • اسلوب عملکرد
    • خوراکپز نامه
    • دستور (یا راهنمای) خوراک پزی
    • دستور عمل
    • دستور غذا
    • دستور پخت
    • دستورالعمل پخت غذا
    • روش کار
    • ساخت نامه
    • نحوه ی اجرا
    • پخت نامه
    • کنش نامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recipe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "recipe"

اضافه کردن

ترجمه های "recipe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه