ترجمه "reclusion" به فارسی
کهبدی, خلوت نشینی, گوشه نشینی بهترین ترجمه های "reclusion" به فارسی هستند.
reclusion
noun
دستور زبان
Life as a recluse.
-
کهبدی
-
خلوت نشینی
-
گوشه نشینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reclusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reclusion" با ترجمه به فارسی
-
تنها · تنگ بار · خلوت نشین · دور افتاده · منزوی · چله نشین · کهبد · گوشه نشین · گوشه نشینانه
-
خلوت · دنج · دور افتاده · منزوی
-
(جانورشناسی) عنکبوت گوشه گیر (Loxosceles reclusa - بسیار زهرین و بومی امریکای شمالی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن