ترجمه "recognition" به فارسی
شناخت, تشخیص, شناسایی بهترین ترجمه های "recognition" به فارسی هستند.
recognition
noun
دستور زبان
honour, favourable note, or attention [..]
-
شناخت
nounThe recognition of the tobacco caused him to recognize the writing as well.
بوی توتون چون شناخته شده خط را نیز به ماریوس شناساند.
-
تشخیص
based purely on visual recognition of this entire collection.
تماما بر اساس تشخیص بصری از کل این مجموعه.
-
شناسایی
nounI was actually practicing my pattern recognition skills.
در واقع داشتم مهارت شناسایی الگو را تمرین می کردم.
-
ترجمه های کمتر
- قدردانی
- بازشناسی
- استقبال
- پذیرش
- سپاس
- پاس
- سپاسگزاری
- واشناسی
- شکرانه
- اقرار
- باز شناخت
- بجا آوردن
- به رسمیت شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recognition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Recognition
-
شناسایی
nounMontanelli turned slightly towards him. There was no recognition in his eyes.
مونتانلی اندکی به جانب او چرخید، هیچگونه شناسایی در چشمانش وجود نداشت.
عباراتی شبیه به "recognition" با ترجمه به فارسی
-
بازشناسی گفتار · تشخیص گفتار
-
(دستگاه الکترونیکی) صداشناس · تشخیص صدا
-
تشخیص صدا
-
شناخت برند
-
آزمودن كاركردي · تشخیص · دي.آر.آي.اس · شناخت بيماري
-
)نتخانش تيمسر هب( ندرك قيدصت
-
تشخیص برند
-
به رسمیت شناختن دیپلماتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن