ترجمه "recognize" به فارسی

شناختن, تشخیص دادن, به رسمیت شناختن بهترین ترجمه های "recognize" به فارسی هستند.

recognize verb دستور زبان

(transitive) To realise or discover the nature of something; apprehend quality in; realise or admit that. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناختن

    verb

    to match in memory; to know from a previous encounter

    Darya Alexandrovna could not suppress a good humored smile as she recognized him.

    دالی با شناختن او نتوانست از تبسم خودداری کند.

  • تشخیص دادن

    to realize or discover the nature of something

    Real repentance requires recognizing the Savior’s divinity and the truthfulness of His latter-day work.

    توبۀ راستین مستلزم به تشخیص دادن الهی بودن ناجی و حقیقی بودن کارش در آخر زمان است.

  • به رسمیت شناختن

    to acknowledge the existence or legality of something

    Blessings From Recognizing Jehovah’s Sovereignty

    برکاتی که از به رسمیت شناختن سلطنت یَهُوَه حاصل میشود

  • ترجمه های کمتر

    • پذیرفتن
    • بازشناختن
    • واشناختن
    • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن
    • (کشوری را) به رسمیت شناختن
    • اذعان کردن
    • ارج نهادن
    • انتخاب کردن
    • بجا آوردن
    • تایید کردن
    • تصدیق کردن
    • جدا کردن
    • درود گفتن
    • سپاس داشتن
    • سپاس کردن
    • سپاسگزاری کردن
    • قانونی دانستن
    • قبول داشتن
    • قبول کردن
    • قدردانی کردن
    • معتبر شناختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recognize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recognize" با ترجمه به فارسی

  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • بازشناس · شناسنده
  • مقبول · پذیرفته
  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
اضافه کردن

ترجمه های "recognize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه