ترجمه "recognized" به فارسی

مقبول, پذیرفته بهترین ترجمه های "recognized" به فارسی هستند.

recognized adjective verb دستور زبان

Notable; distinguished; honored. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقبول

    adjective
  • پذیرفته

    adjective

    she thought with disgust of Sir James's conceiving that she recognized him as her lover.

    یاد سر جیمز که پنداشته بود دور تا او را به عنوان دلدادهای پذیرفته است نفرتش را بر میانگیخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recognized " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recognized" با ترجمه به فارسی

  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • بازشناس · شناسنده
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "recognized" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه