ترجمه "recognizer" به فارسی

بازشناس, شناسنده بهترین ترجمه های "recognizer" به فارسی هستند.

recognizer noun دستور زبان

A person or device that recognizes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازشناس

    verb
  • شناسنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recognizer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recognizer" با ترجمه به فارسی

  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • مقبول · پذیرفته
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • (در جلسات و غیره) اجازه ی صحبت دادن · (کشوری را) به رسمیت شناختن · اذعان کردن · ارج نهادن · انتخاب کردن · بازشناختن · بجا آوردن · به رسمیت شناختن · تایید کردن · تشخیص دادن · تصدیق کردن · جدا کردن · درود گفتن · سپاس داشتن · سپاس کردن · سپاسگزاری کردن · شناختن · قانونی دانستن · قبول داشتن · قبول کردن · قدردانی کردن · معتبر شناختن · واشناختن · پذیرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "recognizer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه