ترجمه "recoil" به فارسی

پس زدن, لگد, بازگردانی بهترین ترجمه های "recoil" به فارسی هستند.

recoil verb noun دستور زبان

(firearms) The amount of energy transmitted back to the shooter from a firearm which has fired. Recoil is a function of the weight of the weapon, the weight of the projectile, and the speed at which it leaves the muzzle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پس زدن

    verb
  • لگد

    noun

    Got to keep both arms firm to guard against recoil.

    باید هر دوتا بازوتو محکم نگه داری ، تا مقابل لگد زدنش از خودت محافظت کنی.

  • بازگردانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • واخوردن
    • واپیچ،
    • دفع
    • (با : on یا upon ) به جای نخست بازگشتن (مانند فنر رها شده)
    • (خود را) پس کشیدن
    • (سلاح آتشین) لگد زدن
    • اماده رفتن
    • برگشتن 5 - عقب نشینی کردن
    • به عقب افتادن
    • بی اثر بودن
    • جهش کردن
    • عقب نشینی
    • عکس العمل
    • عکس العمل سیاسی
    • فاصله ی پس جهش (فنر) یا پس زدن (سلاح)
    • فنری بودن
    • منعکس شدن
    • پس افتادن
    • پس جهش
    • پس جهیدن
    • پس رفتن
    • پس روی
    • پسروی کردن
    • چروک شدن
    • کمانه کردن
    • یکه خوردن
    • یکه خوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recoil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "recoil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه