ترجمه "recollection" به فارسی

خاطره, تجدید خاطره, یاد بهترین ترجمه های "recollection" به فارسی هستند.

recollection noun دستور زبان

The act of recollecting, or recalling to the memory; the operation by which objects are recalled to the memory, or ideas revived in the mind; reminiscence; remembrance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاطره

    noun

    This was one of the most grateful recollections of his youth.

    این خاطرات بم نزلهٔ زیباترین خاطره دوران جوانی او بشمار میرفت.

  • تجدید خاطره

    noun

    the immediate alertness of one brother, and better recollections of the other, prevented any renewal of it.

    هشیاری یکی از دو برادر و تجدید خاطرات برادر دیگر نگذاشت این دلخوری عود کند.

  • یاد

    noun

    Jean Valjean, who had no recollection of ever having promised anything, remained speechless.

    ژان وال ژان که هیچ به یاد نداشت که وعدهیی داده باشد، ساکت ماند.

  • ترجمه های کمتر

    • تذکر
    • حافظه
    • (قدیمی) آرامش فکری
    • به خاطر آوری
    • به یاد آوری
    • تعمق مذهبی
    • یاد داری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recollection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Recollection
+ اضافه کردن

"Recollection" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recollection در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "recollection" با ترجمه به فارسی

  • به خاطر آوردن · به یاد آوردن · به یاد داشتن · تجدید خاطر کردن · مستغرق شدن در
  • محکم · یاداور · یاداورنده
  • به خاطر آوردن · به یاد آوردن · به یاد داشتن · تجدید خاطر کردن · مستغرق شدن در
اضافه کردن

ترجمه های "recollection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه