ترجمه "recombinant" به فارسی
(زاد شناسی یا ژنتیک) باز پیوسته, باز ترکیب, باز ترکیب شده بهترین ترجمه های "recombinant" به فارسی هستند.
recombinant
adjective
noun
دستور زبان
Referring to something formed by combining existing elements in a new combination. Especially in the phrase recombinant DNA referring to an organism created in the lab by adding DNA from another species. [..]
-
(زاد شناسی یا ژنتیک) باز پیوسته
-
باز ترکیب
-
باز ترکیب شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recombinant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recombinant" با ترجمه به فارسی
-
(زادشناسی یا ژنتیک) دی .ان .ای باز پیوسته
-
دی.ان.آ نوترکیب
-
فراوردههای نوترکیبی
-
ترکیب مجدد
-
(زاد شناسی یا ژنتیک) باز پیوست · بازآمیزی · ترکیب مجدد · نوتركيبي ژنتيكي · نوترکیبی
-
پروتئینهای نوترکیب
-
واكسن نوتركيبي
-
نوتركيبي ژنتيكي · نوترکیبی · نوترکیبی ژنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن