ترجمه "recognizable" به فارسی
شناختنی, شناخت پذیر, قابل تشخیص بهترین ترجمه های "recognizable" به فارسی هستند.
recognizable
adjective
دستور زبان
Able to be recognized. [..]
-
شناختنی
-
شناخت پذیر
-
قابل تشخیص
I think you will be less recognizable in it than in your light suit.
به نظر من، در آن، کمتر از این لباس قابل تشخیص خواهی بود؛
-
قابل شناسایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recognizable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recognizable" با ترجمه به فارسی
-
شناسایی
-
(حقوق) وجه الضمان · (مهجور) نشان · التزام · التزام نامه · تعهد اجرای دستورات قاضی · تعهد نامه · مدال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن