ترجمه "recompense" به فارسی

جبران, غرامت, تاوان بهترین ترجمه های "recompense" به فارسی هستند.

recompense verb noun دستور زبان

That which compensates for an injury. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جبران

    noun

    rather special in that Mrs. Elsie Speers was not recompensing herself for a defeat of her own.

    با وجود خیره بودن در این ویژگی برخلاف بقیه در صدد جبران نامرادیهای خود در زندگی دخترش نبود.

  • غرامت

    noun

    In recompense for his gaming losses to Matthew Sanson.

    براي غرامت باختن بازي به متيو سانسون

  • تاوان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عوض
    • اجر
    • تلافی کردن
    • جبران کردن
    • غرامت پرداختن
    • پاداش
    • ghramt
    • jbran
    • tavan
    • توزیدن
    • شیان
    • شیاناندن
    • شیانیدن
    • سزا
    • (مبلغ) خسارات
    • تاوان دادن
    • تاوان دادن یا پرداختن
    • خسارت دادن
    • رفع خسارت
    • صدمه زدن به
    • غرامت دادن
    • لطمه زدن به
    • پاداش دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recompense " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "recompense" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه