ترجمه "reconcilable" به فارسی

آشتی پذیر, تطبیق پذیر, قابل تلفیق بهترین ترجمه های "reconcilable" به فارسی هستند.

reconcilable adjective noun دستور زبان

Capable of being reconciled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشتی پذیر

  • تطبیق پذیر

  • قابل تلفیق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reconcilable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reconcilable" با ترجمه به فارسی

  • اصلاح پذیری · التیام پذیری · قابلیت تطبیق
  • (اختلاف و غیره) برطرف کردن · آشتی دادن · آشتی کردن · برابر کردن · تطبیق کردن · تلفیق کردن · دوست وار کردن یا شدن · راضی کردن · رفع کردن · سازگار کردن · ساکت کردن · قبولاندن · منطبق کردن · واري · وفق دادن · پذیراندن · کناره گرفتن
  • صلح جو · مصلح
  • اشتی · اصلاح · التیام · تطبیق · ذات البین · رفع اختلاف
  • (اختلاف و غیره) برطرف کردن · آشتی دادن · آشتی کردن · برابر کردن · تطبیق کردن · تلفیق کردن · دوست وار کردن یا شدن · راضی کردن · رفع کردن · سازگار کردن · ساکت کردن · قبولاندن · منطبق کردن · واري · وفق دادن · پذیراندن · کناره گرفتن
  • (اختلاف و غیره) برطرف کردن · آشتی دادن · آشتی کردن · برابر کردن · تطبیق کردن · تلفیق کردن · دوست وار کردن یا شدن · راضی کردن · رفع کردن · سازگار کردن · ساکت کردن · قبولاندن · منطبق کردن · واري · وفق دادن · پذیراندن · کناره گرفتن
  • (اختلاف و غیره) برطرف کردن · آشتی دادن · آشتی کردن · برابر کردن · تطبیق کردن · تلفیق کردن · دوست وار کردن یا شدن · راضی کردن · رفع کردن · سازگار کردن · ساکت کردن · قبولاندن · منطبق کردن · واري · وفق دادن · پذیراندن · کناره گرفتن
  • (اختلاف و غیره) برطرف کردن · آشتی دادن · آشتی کردن · برابر کردن · تطبیق کردن · تلفیق کردن · دوست وار کردن یا شدن · راضی کردن · رفع کردن · سازگار کردن · ساکت کردن · قبولاندن · منطبق کردن · واري · وفق دادن · پذیراندن · کناره گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "reconcilable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه