ترجمه "recount" به فارسی

حکایت کردن, شمارش مجدد, بازشماری بهترین ترجمه های "recount" به فارسی هستند.

recount verb noun دستور زبان

To tell over; to relate in detail; to recite; to tell or narrate the particulars of; to rehearse; to enumerate; as, to recount one's blessings. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکایت کردن

    she exclaimed, and reddening a little, her voice choking with satisfaction, she quickly recounted how she had smuggled literature into the factory.

    و با لکنتی از روی کیف با کمی شرح و بسط به سرعت حکایت کرد که چگونه اوراق را در کارخانه داخل کرده است.

  • شمارش مجدد

    noun
  • بازشماری

    Just as Maduro was being declared the new President of the Republic, calls for public protests and an election recount were multiplying across social networks.

    به محض اعلام نام مادورو به عنوان رئیس جمهور جدید، فراخوانهای زیادی از طریق شبکههای اجتماعی برای اعتراضات عمومی و بازشماری آرا داده شد.

  • ترجمه های کمتر

    • برشمردن
    • بازشمردن
    • بازگفتن
    • واشماری
    • واشمردن
    • (با جزئیات) شرح دادن
    • (به ترتیب) بر شمردن
    • (یکی یکی) گفتن
    • بازگو کردن
    • دوباره محاسبه کردن
    • روایت کردن
    • نقالی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recount " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recount" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "recount" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه