ترجمه "recoupment" به فارسی
تاوان, خسارت, غرامت بهترین ترجمه های "recoupment" به فارسی هستند.
recoupment
noun
دستور زبان
A recovery of what had been lost. [..]
-
تاوان
-
خسارت
-
غرامت
-
ترجمه های کمتر
- پاداش
- کاهش
- جبران
- کسر گذاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recoupment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recoupment" با ترجمه به فارسی
-
قابل جبران
-
(بدهی و غیره) پس دادن · (حقوق) بخشی از بدهی رانگهداشتن (به دلایل قانونی) · باز پرداختن · باز یافتن · بازپرداخت · بازیابی · بازیافت · بازیافت کردن · به دست آوری مجدد · تادیه · تادیه کردن · تلافی کردن · جبران کردن · دریغ داشتن · دوباره به دست آوردن · شیانیدن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · کسر کردن
-
ندروا تسدب هرابود و نتفاي دوبهب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن