ترجمه "recovered" به فارسی

وصول مجدد ترجمه "recovered" به فارسی است.

recovered adjective verb

Simple past tense and past participle of recover. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وصول مجدد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recovered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recovered" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
  • ترمیم خودکار
  • ندروا تسدب هرابود و نتفاي دوبهب
  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
  • (حقوق - با رای دادگاه) اعاده کردن · (زمین) احیا کردن · (مواد مفید زباله و چیزهای اسقاط را ) جدا کردن · (ورزش) توپ را (دوباره) به دست آوردن · (چیز از دست رفته را) دوباره به دست آوردن · آباد کردن · بازستاندن · بازگیری کردن · بازیابی کردن · بازیافت کردن · بازیافتن · بهسازی کردن · تجدید توازن یا اعتدال یا خونسردی کردن · جبران کردن · جلو لغزش خود را گرفتن · دوباره پیدا کردن · متانت یا آرامی خود را به دست آوردن · وصول کردن · پیدا کردن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "recovered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه