ترجمه "recreate" به فارسی
(به ویژه از راه استراحت و تفریح) تجدید قوا کردن, از سر گرفتن, از نو آفریدن بهترین ترجمه های "recreate" به فارسی هستند.
recreate
verb
دستور زبان
To create anew. [..]
-
(به ویژه از راه استراحت و تفریح) تجدید قوا کردن
-
از سر گرفتن
verbby the resumption of fights and other recreations among certain of the bad boys
به واسطهی از سر گرفتن دعواها و سایر تفریحات بچههای بد
-
از نو آفریدن
-
ترجمه های کمتر
- باز آفریدن
- تفریح کردن
- جسور کردن
- دل دادن
- زنده کردن
- نوآفرینی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recreate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recreate" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به RV · ماشین کاروان
-
استعمال مواد به خودآورنده
-
اردوزنی · اوقات فراغت · بازآفرینش · بازآفرینی · تفرج · تفریح · تفریحات · خرمداشت · خلق مجدد · رفع خستگی · سرگرمی · شادداشت · فعالیتهای اوقات فراغت · ماژ · ماژه · نیرو بخشی · وسیله ی تفریح
-
اتاق بازی · اتاق تفریحات سالم
-
ناحيه تفريحي · نواحی تفریحی
-
اوقات فراغت (تفریح)
-
ماهيگيري تفريحي
-
اردوزنی · اوقات فراغت · بازآفرینش · بازآفرینی · تفرج · تفریح · تفریحات · خرمداشت · خلق مجدد · رفع خستگی · سرگرمی · شادداشت · فعالیتهای اوقات فراغت · ماژ · ماژه · نیرو بخشی · وسیله ی تفریح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن