ترجمه "rectifier" به فارسی

یکسوساز, یکسو کننده, راستگر بهترین ترجمه های "rectifier" به فارسی هستند.

rectifier noun دستور زبان

something that rectifies [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکسوساز

    AC-DC conversion device; electrical device that converts alternating current (AC), which periodically reverses direction, to direct current (DC), which flows in only one direction [..]

  • یکسو کننده

    noun
  • راستگر

  • ترجمه های کمتر

    • یکسوکننده
    • (برق) یکسوساز
    • (شخص یا اسباب) تنظیم کننده
    • اصلاح کننده
    • تبدیل کننده ی برق متناوب به برق مستقیم
    • راست ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rectifier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rectifier" با ترجمه به فارسی

  • یکسوساز کنترلشده با سیلیکون
  • (برق متناوب را) مستقیم کردن · (برق) یکسو کردن · (ریاضی) راستیدن · (شیمی) دو تقطیری کردن · اصلاح کردن · برطرف کردن · ترمیم کردن · تصحیح کردن · درست کردن · درمان کردن · دوباره تقطیر کردن · راست داشت کردن · سامان دادن · سهمی کردن · ویراستن
  • دیود
  • اصلاح پذیر · درست شدنی · رفع شدنی
  • دیود
  • دیود
  • دیود
  • (برق متناوب را) مستقیم کردن · (برق) یکسو کردن · (ریاضی) راستیدن · (شیمی) دو تقطیری کردن · اصلاح کردن · برطرف کردن · ترمیم کردن · تصحیح کردن · درست کردن · درمان کردن · دوباره تقطیر کردن · راست داشت کردن · سامان دادن · سهمی کردن · ویراستن
اضافه کردن

ترجمه های "rectifier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه