ترجمه "recurring" به فارسی

تکراری ترجمه "recurring" به فارسی است.

recurring adjective verb

Present participle of recur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکراری

    Pertaining to items that occur repeatedly. For example, an appointment or task that occurs on a regular basis, such as a weekly status meeting or a monthly haircut, can be designated as recurring.

    This sentiment of an impending crackdown on netizens is a recurring theme this morning.

    ابراز نگرانیِ کاربران اینترنت از این تغییرات قریبالوقوع، تم تکراری امروز صبح شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recurring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Recurring
+ اضافه کردن

"Recurring" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recurring در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "recurring" با ترجمه به فارسی

  • رویداد ورزشی تکراری
  • رویداد تکراری
  • شاه بیت
  • (خاطره یا اندیشه و غیره) بازگشتن · تکرار شدن · دست زدن به · دست یازیدن · دوباره خطور کردن · دوباره روی دادن · دوباره پدیدار شدن · رجعت کردن · عود كردن · متشبث شدن به · متوسل شدن · متوسل شدن به · نداد خر زاب
  • (ریاضی) کسر اعشاری متناوب · دهگان پستایی
اضافه کردن

ترجمه های "recurring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه