ترجمه "recusancy" به فارسی
سرپیچی, امتناع از حضور در مجالس عبادت بهترین ترجمه های "recusancy" به فارسی هستند.
recusancy
noun
دستور زبان
Obstinate refusal or opposition. [..]
-
سرپیچی
noun -
امتناع از حضور در مجالس عبادت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recusancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "recusancy" با ترجمه به فارسی
-
(قاضی و غیره) رفع صلاحیت از خود کردن (مثلا به خاطر خویشی با شاکی) · رفع صلاحیت کردن
-
(سده های شانزدهم تا هیجدهم - انگلیس) کسی که از رفتن به کلیسا سرباز می زد · تکرو · معاند · معاندانه · ممتنع · ناموافق
-
امتناع از حضور در مجالس عبادت · سرپیچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن