ترجمه "recuse" به فارسی

رفع صلاحیت کردن, (قاضی و غیره) رفع صلاحیت از خود کردن (مثلا به خاطر خویشی با شاکی) بهترین ترجمه های "recuse" به فارسی هستند.

recuse verb دستور زبان

(transitive) To refuse or reject ( a judge ); to challenge that the judge shall not try the case or is disqualified to act. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفع صلاحیت کردن

    To refuse to act as a judge; to declare oneself disqualified to act

  • (قاضی و غیره) رفع صلاحیت از خود کردن (مثلا به خاطر خویشی با شاکی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " recuse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "recuse" با ترجمه به فارسی

  • (سده های شانزدهم تا هیجدهم - انگلیس) کسی که از رفتن به کلیسا سرباز می زد · تکرو · معاند · معاندانه · ممتنع · ناموافق
  • امتناع از حضور در مجالس عبادت · سرپیچی
  • امتناع از حضور در مجالس عبادت · سرپیچی
اضافه کردن

ترجمه های "recuse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه